امروزه ذخایر استراتژیک و ظرفیت تولید حامل های انرژی و مبادلات انرژی نقش بسیار مهمی ‏در روابط بین‌الملل ایفا می کند. به گونه‌ای که یکی از تجارت های پرسود در بازارهای ‏جهانی،تجارت حامل های انرژی است از جمله مهمترین این حامل ها نفت، گاز طبیعی، برق است. ‏به دلیل اهمیت نفت و گاز در بازار تجارت انرژی به عنوان حامل ها انرژی اولیه معرفی می شود و ‏برق حامل انرژی ثانویه است.‏

کارشناسان حوزه انرژی ،صادرات برق را اقتصادی می دانند و بر این باورند که درآمدهای حاصل ‏از فروش برق پایدارتر از گاز است و این روش ضمن اینکه ارزش افزوده بیشتری دارد، راهکاری ‏اساسی برای جلوگیری از خام فروشی است.‏

در حال حاضر تقاضای برق در منطقه غرب آسیا و همچنین منطقه قفقاز، رشد قابل توجهی ‏داشته است در گذشته کشورهای این منطقه، به منظور توسعه توسعه ظرفیت تولید خود به ‏صورت مستقل عمل می کردند و برنامه ریزی های آنها در جهت تامیل نیازهای داخلی بود. اما با ‏توجه به منافعی که ایجاد بازارهای منطقه ای برق و بسترسازی این بازار برای توسعه تبادلات ‏انرژی الکتریکی بین کشورهای منطقه دارد ،کشورهای هم جوار در این ناحیه در گذشته های ‏نزدیک تر به فکرارتباط شبکه های برق با یکدیگر افتاده اند.‏

کشورهای منطقه قفقاز و غرب آسیا در راستای نزدیک تر کردن ارتباط شبکه های برقی با ‏یکدیگر در مواردی موفق بوده اند. به عنوان نمونه در جنوب ایران کشورهای عضو شورای ‏همکاری خلیج‌فارس شبکهGCC ‌‏ را به وجود آوردند و همچنین شبکه مغرب نیز در غرب ایران ‏تشکیل شده است. همسایگان شرقی ایران نیز در حال اتصال به یکدیگر و پایه ریزی یک شبکه ‏به هم پیوسته برق هستند.‏

در مسیر اتصال شبکه های برقی در منطقه های یادشده، ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و ‏راهبردی خود در بازارهای منطقه و نیز منابع غنی حامل های اولیه انرژی و انرژی‌های نو در تولید ‏برق،می تواند نقش کلیدی در تبادلات برق منطقه داشته و با مرکزیت خود عامل اتصال بازارهای ‏شمالی و جنوبی و نیز شرقی و غربی به یکدیگر باشد. البته مطالعات منطقه ایی وسیعتر می تواند ‏زمینه ای برای اتصال شبکه برق خاورمیانه به شرق از طریق ایران و با پیوستن شبکه های برق ‏کشورهای‎ افغانستان، آذربایجان، قزاقستان، قرقیزستان، پاکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ‏ازبکستان باشد.‏

ناگفته نماند در آسیای جنوب شرقی نیز کشورهای بنگلادش، هند، پاکستان، نپال، بوتان و ‏سریلانکا از سال ۲۰۰۰اقدام به یکپارچه کردن شبکه‌های قدرت خود کرده اند. همه این ارتباطات ‏بزرگ منطقه‌ای در زمینه انتقال برق به تجارت بین‌المللی این کالا در عرصه جهانی منجر خواهد ‏شد لذا بررسی کشورهایی که از پتانسیل بالایی در این خصوص برخوردارند بسیار ضروری است. ‏

لازم به ذکر است کشور ایران با توجه به ذخایر گاز طبیعی و انرژی‌های تجدیدپذیر به عنوان ‏حامل های اصلی تولید برق و نیز سطح بالای تخصص و فناوری در صنعت برق، می تواند حلقه ‏اتصال شبکه‌های منطقه بوده و نقش هاب انرژی منطقه را ایفا نماید. همچنین این مسیر پلی ‏برای اتصال شبکه برق ایران به اروپا خواهد بود به همین دلیل لازم است در دیدگاه کلان بررسی ‏کشورهای هدف تبادل برق تنها به کشورهای دارای مرز خشکی با ایران بسنده نکرده بلکه ‏کشورهای هم منطقه ایران که از اهمیت راهبردی مطلوبی برای دسترسی ایران به بازارهای ‏تجارت برق برخوردارند نیز مورد نظر قرار گیرند. ‏

‏ اهمیت این کشورها در امکان ایجاد اتصال ایران به بازارهای بزرگتری است که به صورت ‏مستقیم امکان اتصال به آنها وجود ندارد. به عنوان مثال شبکه ‏GCC ‌‏ در جنوب ایران یک بازار ‏بزرگ با توانمندی های فراوان است که ارتباط ایران با آن از طریق امارات و کویت امکان پذیر ‏است ایران از جهات گوناگون،دارای مزایای نسبی فراوانی برای نقش آفرینی و اثرگذاری در ‏تجارت خارجی برق است که در صورتیکه با برنامه ریزی پایه ای و اصولی وارد این تجارت گردد ، ‏می تواند منافع زیادی را به دست اورد تفکر توسعه منابع تولید و افزایش صادرات برق و از آن ‏طریق، ایجاد موقعیت راهبردی در منطقه در آینده دراز مدت نمی‌تواند چندان پایدار باشد و در ‏کنار توسعه ظرفیت ها و پشتوانه سازی برای تولید انرژی الکتریکی کشور، باید به فکر ایجاد ‏موقعیت راهبردی برای ترانزیت و تجارت برق در منطقه بود و با تدوین نقشه راه مناسب برای ‏ورود به بازار های منطقه ای تفکر هاب انرژی الکتریکی منطقه را برای کشور تحقق بخشید.
انتهای پیام/