به گزارش همسو نیوز؛ اوپک در سال ۱۹۰۶ میلادی توسط پنج عضو اصلی ان یعنی ایران، عربستان، ونزوئال، عراق و کویت به منظور کنترل قیمت نفت و ایجاد محدودیتهایی بر کمپانی های نفتی که با کشورهای صادرکننده نفت همکاری نمی کردند، تاسیس گردید. در سال ۱۹۰۶ نیز کشورهایی نظیر قطر به آن پیوستند که این دولت تاکنون حدود ۵۸ سال عضو اوپک بوده تا اینکه خروج خود را تا ژانویه ۱۹۰۶ اعلام نموده است.
به گفته سعد الکعبی وزیر انرژی قطر خروج این کشور از این سازمان نه جنبه سیاسی بلکه به دلیل عدم تاثیرگذاری و بیشتر تاثیر پذیری از تصمیمات اوپک بوده است که این تاثیر پذیری نه تنها به ایجاد فرصت بدل نشده بلکه محدودیتهایی نظیر کاهش سقف تولید نفتی را نیز ایجاد نموده است. همچنین این تصمیم می تواند عکس العملی به تک رویی های عربستان در این سازمان باشد که قطر با آن به شدت مخالف بوده و حتی بعد از اختلافات بین دوحه – ریاض بعد از تحریم های اعتلاف عربی به رهبری عربستان به شدت تقویت شده است و اینکه قطر می خواهد با این تصمیم استقلال خود را در برابر اعتلاف عربی خلیج فارس را با حفظ و تثبیت ابرقدرت گازی بودن به رخ ریاض بکشد.
از طرفی قطر با داشتن مشتری های دائم خود در بخش نفتی و با ظرفیت صادرات نفتی روزانه ۹۱۱ هزار بشکه را می تواند حتی با خروج از اوپک نیز بدون نظارت و محدودیت جدی در این بخش به صادرات خود ادامه دهد. بررسی تصمیمات عربستان سعودی در اوپک نشان دهنده این واقعیت است که این کشور با البیگری و کسب منافع متعدد به واسطه حمایت امریکا توانسته است از پاسخگویی به اذهان عمومی جامعه بین الملل در قبال ماجراجویی های خاورمیانه ای خود بگریزد، به پاس الطاف ایالات متحده با رضایت کامل به ارضاء کننده تمام وکمال نیازهای این دولت در اوپک و امور خاورمیانه بدل گشته است.
با توجه با اینکه تک روی های سعودی ها در راستای اهداف و سیاست های اعلانی پرزیدنت ترامپ بر تصمیمات خروجی اوپک تاثیر خود را نشان داده است، این تصمیمات گویای این واقعیت اند که عربستان سعودی با این تصمیمات نه تنها منافع جمعی اعضای اوپک را از نظر خارج نموده بلکه کار تا جایی پیش رفته است که قطر مصلحت را در خروج خود از آن سازمان میبیند. اما خارج از این موضوع این تصمیم می تواند روزنه ی امید بخش برای کاهش اثرات تحریم های نفتی ایران باشد به گونه ای که صادرات بخشی از میعانات نفتی ایران (هر چند کم) از طریق قطر انجام گیرد و از انجا که تحریم های اعتلاف کشورهای عربی علیه قطر موجب نزدیک شدن هر چه بیشتر این کشور به ایران گردیده این امر بعید به نظر نمیرسد.
البته بایستی به این امر نیز توجه نمود که مجاورت دریایی ایران و قطر نیز می تواند تاثیرات تحریمهای بخش پولی-بانکی این تعاملات را بین دوحه-تهران بی اثر نماید. البته از انجایی که دولت ها با تصمیمات خود در پی افزایش منافع ملی خود هستند این گمان می رود که قطر منافع حاصل از تجارت جهانی به سردمداری ایالات متحده را به منافع به نسبت ناچیز روابط با تهران قربانی نمی کند مگر اینکه تهران این منافع را برای قطر به حداکثر رسانیده و یا آن را به مسائل اساسی تر گره بزند، که می تواند به افزایش روابط دوجانبه در زمینه های متفاوت و اعتمادپذیری هر چه بیشتر طرفین به یکدیگر و در نهایت سرمایه گذاری طرفین در بخش های مختلف بی انجامد.
با توجه به سفر هفته گذشته دکتر ظریف وزیر امور خارجه کشورمان به قطر و دیدار با محمد بن عبدالرحمان آل ثانی وزیر امور خارجه قطر و صحبتهای دکتر ظریف مبنی بر اینکه ((اگر هنری باشد که ایران بتواند به آن مسلط شود و آن را به دیگران آموزش دهد، آن هنر گریز از تحریمها خواهد بود)).
بعید به نظر نمی رسد صحبتهایی که نیز در موارد فوق ذکر شد بنابراین با وجود نزدیکی روز افزون طرفین به یکدیگر و افزایش مناسبات دیپلماتیک باید دید ایا ایران می تواند از این تصمیم قطر به نحو احسن استفاده نموده و آن را تبدیل به فرصتی همسو با منافع ملی نماید.

  • نویسنده : نعمت الله پهلوانی