اربعین یک «تجربه همسرنوشتی» ایجاد کرد/وحدت نیازمند مراقبت است

خبرگزاری مهر-گروه دین حوزه و اندیشه- عصمت علی آبادی: اربعین حسینی به عنوان پدیدهای فراتر از یک آیین مذهبی، بزرگترین «دیپلماسی عمومی» و «معجزه اجتماعی» عصر حاضر است که با اتکا به نیروی عشق و ایثار، مرزهای جغرافیایی و سیاسی را در هم شکسته است. این اجتماع عظیم، بدون تکیه بر تبلیغات رسمی و دولتی و صرفاً بر پایه «اقتصاد ایثار» و شبکهسازی خودجوش مردمی شکل میگیرد؛ بهطوریکه هر زائر و خادم به رسانهای برای انتقال این تجربه زیسته تبدیل شده است.
این حرکت نه تنها پیوند میان ملتها بهویژه ایران و عراق را بر پایه اشتراکات تمدنی ترمیم کرده، بلکه با ایجاد ظرفیت برای تمرین «اخلاق خدماتی» و سادهزیستی، الگویی برای اصلاح سبک زندگی فردی و اجتماعی در تمام طول سال ارائه میدهد؛ حرکتی که در آن انسان میآموزد چگونه از «من» به «ما» رسیده و شور حسینی را به شعور و کنشگری عدالتخواهانه تبدیل کند. گفتوگوی پیشرو با حجتالاسلام غلامی قائم مقام بنیاد هدایت، به واکاوی همین ابعاد تمدنی و درسهای اجتماعی اربعین پرداخته است که حاصل آن در ادامه تقدیم میشود.»
به نظر شما «پدیده اربعین» چه تأثیری بر وحدت میان ملتها، بهویژه ایران و عراق داشته است؟
اربعین حسینی بیش از آنکه یک مراسم آیینی باشد، یک «دیپلماسی عمومی» بیپیشینه است که مرزهای جغرافیایی و سیاسی را میان ملتها کمرنگ کرده است. در طول سالیان، رسانههای مغرض تلاش کردهاند تا با ایجاد شکافهای قومیتی میان مردم ایران و عراق، مانع از نزدیکی این دو ملت شوند، اما پیادهروی اربعین به عنوان یک پادزهر، این دیوارههای مصنوعی را فرو ریخته است.
در این مسیر، زائر ایرانی و میزبان عراقی در خانهای مشترک به نام «حبالحسین» گرد هم میآیند. این پیوند نه بر اساس معادلات سیاسی، بلکه بر پایه اشتراکات اعتقادی استوار است که باعث میشود یک عراقی با تمام داراییاش به استقبال زائر ایرانی برود و ایرانی با تمام وجود به خدمات او اعتماد کند. این سطح از اعتماد متقابل در هیچ پیماننامه بینالمللی یافت نمیشود.
این همدلی در سطوح خرد و کلان، گسلهای نژادی و زبانی را ترمیم کرده است. وقتی یک زائر در موکبی استراحت میکند و میزبان با تواضع پاهای او را ماساژ میدهد، در واقع آن خادم در حال شکستن غرور ملیگرایانه افراطی است. این تجربههای زیسته، نگاه کلیشهای و منفی که ممکن بود در گذشته نسبت به یکدیگر داشته باشند را به نگاهی برادرانه تغییر داده است.
علاوه بر این، اربعین یک «تجربه همسرنوشتی» ایجاد کرده است. مواجهه با سختیهای مسیر، سرما و گرما، و همسفره شدن، نوعی اشتراک در رنج و لذت ایجاد میکند که پیوندهای عاطفی را عمیقتر از قراردادهای رسمی میسازد. این حس یگانگی باعث شده تا در بحرانهای طبیعی یا سیاسی، هر دو ملت سریعتر به یاری یکدیگر بشتابند.
تأثیر این وحدت فراتر از جغرافیای دو کشور است. اربعین الگویی از «امتسازی» را به نمایش میگذارد که در آن ملیتها به زیرمجموعههایی از یک هویت بزرگتر تبدیل میشوند. این وحدت، هستهای مرکزی برای تمدنسازی نوین است که میتواند در آینده، الگوی صلح و همزیستی در کل منطقه خاورمیانه باشد.
با این حال، این وحدت نیازمند مراقبت است. نخبگان و رسانهها باید بر نقاط اشتراک تأکید کرده و از دامن زدن به اختلافات قومیتی جلوگیری کنند. تقویت ارتباطات فرهنگی و زبانی میان زائران دو کشور در طول سال، میتواند این وحدت فصلی را به یک اتحاد پایدار و همیشگی در بستر تمدنی اسلام تبدیل کند.
در نهایت، اربعین ثابت کرد که «قدرت نرم» اسلام، نه در تهدید و ارعاب، بلکه در مهماننوازی و ایثار نهفته است. این مسیر، بهترین دانشگاه برای تربیت انسانهایی است که یاد میگیرند چگونه به جای تقابل، بر اساس عشق و ایثار با همسایگان خود زیست کنند.
چگونه میتوان از فضای معنوی اربعین برای تقویت سبک زندگی حسینی در طول سال استفاده کرد؟
سبک زندگی حسینی بیش از آنکه در شعائر خلاصه شود، در «اخلاق عملی» تعریف میشود. اربعین یک آزمایشگاه بزرگ است که در آن فرد تمرین میکند چگونه از «من» به «ما» برسد. در طول این مسیر، زائر میآموزد که چگونه با کمترین امکانات، بیشترین ایثار را داشته باشد و نیاز دیگران را بر نیاز خویش مقدم بشمارد.
برای انتقال این تجربه به کل سال، باید این «اخلاق خدماتی» به بدنه جامعه تزریق شود. کسی که در پیادهروی اربعین یاد گرفته به یک غریبه خدمت کند، باید در محیط کار، مدرسه و خانواده نیز همان روحیه یاریگری را پیاده کند. سبک زندگی حسینی، یعنی جاری کردن حس مسئولیتپذیری در برابر دردهای همنوعان.
یکی از جنبههای کلیدی این سبک زندگی، «سادهزیستی» است. در اربعین، اشرافیت معنای خود را از دست میدهد. وقتی همه در یک صف برای گرفتن غذا میایستند یا در چادرهای ساده میخوابند، فرد متوجه میشود که بسیاری از تعلقات دنیوی، موانع کمال او هستند. انتقال این سادگی به زندگی روزمره، به معنای پرهیز از تجملگرایی و اسراف است.
همچنین، «صبر و استقامت» از دیگر درسهای مهم این مسیر است. پیادهروی طولانی و دشواریهای راه، ظرفیت روانی انسان را افزایش میدهد. تمرین صبر در برابر ناملایمات مسیر، میتواند الگویی برای صبر در برابر مشکلات اقتصادی و اجتماعی در طول سال باشد تا فرد با آرامش و تدبیر، از سختیها عبور کند.
علاوه بر این، در سبک زندگی حسینی، «عدالتخواهی» جایگاه ویژهای دارد. زیارت اربعین بدون پیوند با اهداف قیام امام حسین (ع) ناقص است. زائر باید از این فضای معنوی، سوخت لازم برای مطالبهگری عدالت، مبارزه با فساد و دفاع از مظلوم در فضای اجتماعی و سیاسی شهر خود را دریافت کند.
برای اینکه این سبک زندگی تداوم یابد، باید «هستههای کوچک» شکل بگیرد. گروههایی که در ایام اربعین با هم همسفر بودهاند، میتوانند در طول سال گروههای خدمترسانی محلی تشکیل دهند. اینگونه، اربعین از یک حادثه تقویمی به یک جریان مستمر خدمترسانی در متن جامعه تبدیل میشود.
در نهایت، سبک زندگی حسینی یعنی «تبدیل شدن به یک انسان اصلاحگر». همانطور که امام حسین (ع) برای اصلاح امت قیام کرد، پیرو او نیز در هر جایگاهی که هست، باید برای اصلاح اطرافیان و بهبود وضعیت جامعه بکوشد. اربعین صرفاً تمرینی برای رسیدن به این بلوغ انسانی در مقیاس وسیع است.
اربعین چگونه توانسته است، به چنین اجتماع عظیمی در جهان تبدیل شود؟
اربعین بزرگترین «معجزه اجتماعی» در عصر مدرن است، چرا که برخلاف سایر اجتماعات جهانی که با بودجههای کلان و تبلیغات گسترده شکل میگیرند، این جریان بر پایه «نیاز قلبی» پیش میرود. در اینجا، هر زائر خود یک مبلغ است و هر خادم، یک رسانه؛ این زنجیره انسانی بهصورت خودجوش و بر اساس یک باور درونی، بدون هیچ دستور سازمانی شکل میگیرد.
دومین عامل موفقیت، «سنت مردممحور بودن» است. تاریخ زیارت کربلا همواره با محوریت موکبهای خانوادگی و عشایری بوده است. این ساختار غیررسمی، باعث شده تا اربعین در برابر فشارهای سیاسی و ممنوعیتهای حکومتهای خودکامه در طول تاریخ، نه تنها از بین نرود، بلکه مقاومتر و گستردهتر شود.
عامل سوم، «اقتصاد ایثار» است. در اربعین، پول حرف اول را نمیزند. وقتی میزبان عراقی، دسترنج یک سال خود را با افتخار به زائر تقدیم میکند، یک الگوی اقتصادی کاملاً متفاوت از سرمایهداری رایج شکل میگیرد. این پارادایم «بده و نپرس» باعث میشود نیاز به هماهنگیهای دولتی به حداقل برسد.
چهارمین دلیل، «هویتبخشی زیارت» است. اربعین برای شرکتکنندگان، فراتر از یک وظیفه مذهبی، بخشی از هویت وجودی آنهاست. این پیوند هویتی باعث میشود که سختیهای راه، نهتنها مانع نباشند، بلکه به بخشی از «لذت معنوی» تبدیل شوند. این اشتیاق درونی، موتور محرکه این حرکت عظیم است.
پنجمین عامل، «شبکهسازی غیرمتمرکز» است. هر زائر با بازگشت از سفر، مروج بعدی این مسیر برای اطرافیان خود میشود. این تبلیغ دهانبهدهان و تجربه شخصی، بسیار قدرتمندتر از هر کمپین تبلیغاتی رسمی است. در واقع، اربعین از طریق «تجربه» منتقل میشود، نه از طریق «اطلاعات».
ششمین دلیل، «شخصیت امام حسین (ع)» به عنوان یک کهنالگوست. ایشان نماد مظلومیت و شجاعت برای همه آزادهخواهان جهان است. این ویژگی باعث شده که اربعین محدود به شیعیان باقی نماند و امروز شاهد حضور پیروان سایر ادیان و مذاهب باشیم که این کشش فطری، نیازی به تبلیغات رسانهای دولتی ندارد.
در نهایت، اربعین اثبات این حقیقت است که «قدرت حقیقت» بالاتر از قدرت رسانه است. زمانی که یک رویداد بر پایه فداکاری واقعی و عشق بیادعا بنا شود، مرزها را درمینوردد و به شکلی خودجوش جهانی میشود. این اجتماع، نماد شکست تبلیغات رسمی در برابر حقیقت جاری در تاریخ است.
منبع:خبرگزاری مهر
