سه هنرمند، یک وطن در «سفر برای وطن»

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: شامگاه ۲۲ آبان سال ۱۳۸۵، وقتی محمد نوری از پله های مرکز همایش سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بالا رفت و روبهروی جمع برگزیدگان ششمین همایش چهرههای ماندگار قرار گرفت، کسی نمیدانست چه ترانه و سرودی از حنجره قدرتمند او برخواهد خاست.
کیومرث پوراحمد باری گفته بود: «بهار ۱۳۵۴ آغاز دومین همکاریام بود با زندهیاد نادر ابراهیمی بهعنوان کارگردان دوم سریال سفرهای دورودراز هامی و کامی در وطن. این همکاری ادامه پیدا نکرد و در همان آغاز متوقف شد. نادر ابراهیمی شعری سروده بود برای عنوانبندی سریالش با ملودی که خودش ساخته بود و آن را ـ به گمانم ـ به فریدون شهبازیان سپرد تا تنظیم کند و محمد نوری (که انتخاب خود نادر ابراهیمی بود) آن را بخواند. پخش سریال سفرهای دورودراز، اندکی پیش از انقلاب شروع و با وقوع انقلاب قطع شد و فیلمها برای همیشه به بایگانی رفت. شعر نادر ابراهیمی برای سفرهای دور و دراز همین تصنیفیست که اینک همهی شاگردان و دوستداران نوری به هر بهانهای آن را دم میگیرند و میخوانند.»
این خلاصه داستان سروده شدن یکی از خاطره انگیزترین ترانههایی است که برای ایران سروده شده، سراینده آن نادر ابراهیمی، آهنگساز آن فریدون شهبازیان و خواننده آن محمد نوری، گویی تکهای از جانشان را میان این کلمات و موسیقی گذاشتهاند، که با هربار شنیدن و خواندن آن گویا دوباره جان میگیرند و سخن میگویند. چنان که خود محمد نوری باری در یکی از اجراها و قبل از شروع خواندن اینطور آهنگ بعدی را اعلام کرد: «اجازه میدهید به هر شکلی شده ما این وطن را تکرار کنیم همه جا؟»
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها کردهایم
ما برای بوسیدن خاک سر قلهها
چه خطرها کردهایم
ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران بردهایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود
خون دلها خوردهایم
ما برای بوئیدن بوی گل نسترن
چه سفرها کردهایم
ما برای نوشیدن شورابههای کویر
چه خطرها کردهایم
ما برای خواندن این قصۀ عشق به خاک
رنج دوران بردهایم
ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
خون دلها خوردهایم
ما برای پرسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها کردهایم
ما برای بوسیدن خاک سر قلهها
چه خطرها کردهایم
ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران بردهایم
ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود
خون دلها خوردهایم
فریدون شهبازیان درباره این اثر گفته است: «برای این سریال مرحوم نادر ابراهیمی دو شعر زیبا گفته بودند که یکی «سفر برای وطن» و دیگری «ای وطن» بود که هر دو را محمد نوری خوانده است. ایشان از من خواستند که برای این سریال بر اساس این دو شعر موسیقی بنویسم و اجرا کنیم. ابراهیمی خودش همراه با شعرهایش ملودیهایی را به صورت ذوقی و قریحهای زمزمه میکرد که البته به دلیل اینکه ایشان موزیسین نبودند، اشکال فراوان داشت اما به هر صورت هم شعر و هم ارتباط ملودی و شعری که ایشان زمزمه و به آن فکر میکردند زیبا بود. بر این اساس من ۲ کار در مجموعه موسیقی این سریال نوشتم.»
سه هنرمند، یک وطن
در آثار نادر ابراهیمی، مفهوم «وطن» جایگاهی محوری و بنیادین دارد و بهعنوان یکی از عناصر اصلی جهانبینی او شناخته میشود. بررسی نوشتهها و رمانهای این نویسنده نشان میدهد که وطن در نگاه او صرفاً یک محدوده جغرافیایی نیست، بلکه مجموعهای از فرهنگ، تاریخ، مردم، زبان و مسئولیت اجتماعی را در بر میگیرد. ابراهیمی وطندوستی را نه در شعار، بلکه در تعهد عملی، اخلاقمداری و تلاش برای بهبود جامعه معنا میکند و بر این باور است که ساختن وطن مستلزم صبر، فداکاری و اصلاح فردی است.
وطن در آثار ابراهیمی با مفاهیمی چون هویت فرهنگی، ایستادگی، عشق و مسئولیت اخلاقی پیوند خورده است. او با پرداختن به فرهنگهای بومی و زندگی اقوام مختلف ایرانی، بهویژه در آثاری مانند «آتش بدون دود»، تصویری متنوع و انسانی از ایران ارائه میدهد. وطن برای نادر ابراهیمی نهتنها یک سرزمین، بلکه «خانهای اخلاقی» و آرمانی است که آینده آن به آگاهی، مسئولیتپذیری و تلاش نسلها وابسته است.
در آثار و اجراهای محمد نوری، مفهوم «ایران» و «وطن» جایگاهی برجسته دارد و یکی از مهمترین محورهای محتوایی ترانههای او به شمار میرود. بررسی کارنامه هنری این خواننده نشان میدهد که نوری با انتخاب شعرها و آهنگهایی با مضمون میهندوستانه، تلاش کرده است حس تعلق به سرزمین، احترام به فرهنگ ایرانی و توجه به ارزشهای انسانی را در میان مخاطبان تقویت کند. بسیاری از آثار او با لحنی آرام، تأملی و عاطفی به تصویر ایران و زیباییهای فرهنگی و تاریخی آن میپردازند و مخاطب را به حفظ هویت ملی و توجه به سرنوشت جامعه دعوت میکنند.
محمد نوری در طول فعالیت هنری خود با اجرای ترانههایی با مضامین ملی و انسانی، نوعی نگاه فرهنگی و اخلاقی به مفهوم وطن ارائه داد. در این آثار، ایران نهتنها یک سرزمین، بلکه نمادی از هویت، خاطره جمعی و پیوند میان مردم تلقی میشود. برخی از اجراهای او، مانند ای ایران و جان مریم و قطعات اجرا شده به زبانهای ترکی و گیلکی و بختیاری مانند لالایی و جمعه بازار و… مجموعه آوازهای سرزمین خورشید در میان مخاطبان ماندگار شوند و جایگاهی ویژه در موسیقی معاصر ایران پیدا کنند.
فریدون شهبازیان، مفهوم ایران و وطن را از راه بهرهگیری از ملودیهای ایرانی، تنظیمهای متأثر از موسیقی ملی و توجه به فضای احساسی و فرهنگی جامعه، به صورت نوعی تعلق عمیق به ایران در آثارش شکل میدهد. در کار او نه فقط یک موضوع، بلکه یک بستر هنری برای بیان احساسات، خاطرهها و هویت ایرانی است. بررسی آثار شهبازیان نشان میدهد که او با ساخت موسیقی برای ترانهها، سریالها و آثار ارکسترال، نقش مهمی در تقویت حافظه شنیداریِ جمعی ایرانیان داشته است. موسیقی او اغلب حالوهوایی دارد که با احساس دلبستگی به سرزمین، نوستالژی، آرامش و اندوههای مشترک پیوند میخورد. ایران در آثار فریدون شهبازیان بهعنوان یک مفهوم فرهنگی و عاطفی حضور دارد؛ مفهومی که از خلال زبان موسیقی، بیآنکه نیازی به کلام باشد به مخاطب منتقل میشود.
حاصل همکاری این سه هنرمند، قطعه ای میهندوستانه، تربیتی، اخلاقی و آرمانخواهانه است هسته اصلی آن این واقعیت است که برای رشد و پیشرفت و اعتلای ایران، باید رنج فداکاری و مسئولیت را پذیرفت. وطنِ خوب با ادعا و جاروجنجال و تبلیغات و سروصدا ساخته نمیشود، بلکه با کار، ایثار و آگاهی ساخته میشود؛ و نسلها برای آبادی ایران باید بهای اخلاقی و انسانی بپردازند، چنان که پیشینیان ما با جان و خون و مال و دانش و توانایی خود این سرزمین را از میان امواج سهمگین تاریخ و گذرانده و به دست ماسپردهاند.