رمان محبوب دهه شصتی چگونه به سریالی استاندارد و محبوب بدل شد؟/نویسنده سریال “بامداد خمار” توضیح داد

فصل دوم سریال بامداد خمار به کارگردانی نرگس آبیار از طریق پلتفرم شیدا به شبکه خانگی عرضه شده و توانسته رونقی تازه ایجاد کند در جریان فرهنگی جامعه که همجنان ترکشهای جنگ را با خود حمل میکند. سریال بامداد خمار از منظر ویژگیهای تصویری، بسیار فراتر از انتظارات معمول تاریخی سازان اخیر است و تیم تولید سریال به تهیهکنندگی محمدحسین قاسمی توانستهاند رفرمی تازه در تولیدات تاریخی ایجاد نمایند.
سریال بامداد خمار۲ تقریبا در هر سنی مخاطب دارد و از نوجوانان و جوانان تا میانسالان و پدربزرگها و مادربزرگها، سریال را می بینند. اینکه چگونه یک رمان دهه شصتی به چنین سریال استانداردی بدل شده را حسین کیانی نویسنده سریال شرح داده است.
حسین کیانی نویسنده سریال بامداد خمار در چرایی اقبال عمومی به سریالی که رمانش در دهه ۶۰ پرطرفدار شد، به ایرنا گفت: نرگس آبیار کارگردان سریال بامداد خمار تأکید داشت که وجه آموزنده اثر حفظ شود، اما نه بهصورت مستقیم و معلم وار و شعاری بلکه به صورت غیرمستقیم و مخاطبپسند. پیام اصلی رمان در دل داستان تنیده شده است. محبوبه اگر رنجی می بیند به خاطر انتخابش است. مخاطب میتواند خودش تصمیم بگیرد که آیا انتخاب محبوبه درست بوده یا نه. این آزادی در تفسیر یکی از عوامل جذابیت اثر است. یک مخاطب ممکن است بگوید اگر من بودم، راه دلم را می رفتم. یک مخاطب هم ممکن است نظر دیگری داشته باشد.
او ادامه داد: در داستان نیز موقعیتهایی وجود دارد که مخاطب را به مقایسه و قضاوت وادار میکند؛ برای مثال خواستگارهایی مانند شخصیتهایی که از نظر اجتماعی و اقتصادی موقعیت مناسبی دارند، اما محبوبه آنها را رد میکند. من نقش عطاالدوله را بازی میکنم که یکی از پولدارهای بزرگ شهر است. پسر عطاالدوله- اصلان- یکی از خواستگارهای خوب محبوبه است. پسرعموی محبوبه هم موقعیت خوبی دارد. این انتخابها برای مخاطب قابل تأمل است. هر کسی با توجه به تجربه زیسته و جهان بینی خودش تصمیم می گیرد. بعضی ها عشق را زمینی می دانند. از نظر برخی عشق سازنده و از نظر برخی دیگر عشق ویرانگر است.

کیانی گفت: قرارداد ما با فتانه حاج سیدجوادی-نویسنده رمان-مبتنی بر اقتباس آزاد بود، نه اقتباس نعل به نعل و دقیق. این موضوع دست ما را برای ایجاد تغییرات در موقعیتهای دراماتیک، اضافه کردن شخصیتها و حتی پایانبندی باز گذاشت. در طول کار ارتباط مستقیمی با نویسنده نداشتیم، اما به نظر میرسد از نتیجه کار رضایت داشتهاند.
این نویسنده در چگونگی شخصیت کنشمند محبوبه بیان داشت: پتانسیل کنشهای محبوبه در رمان وجود دارد. محبوبه در رمان دست به نافرمانی میزند و در برابر سنت مردانه میایستد. او خواست خود را بر خانواده تحمیل میکند و خواستگارهایی را که خانواده تأیید میکنند، رد میکند اما در ادامه با رنج و مشکلاتی مواجه میشود که تصورش را نداشته و در واقع تاوان انتخاب و عشق سرپیچی خود را میدهد. او با شوهری مواجه می شود که با انتظاراتش فرق دارد. این موقعیت به مخاطب اجازه میدهد برداشتهای متفاوتی داشته باشد؛ برخی ممکن است بگویند اشتباه کرده و برخی دیگر انتخاب او را درست بدانند. همچنین این نگاه وجود دارد که هر عشقی با رنج همراه است و نمیتوان بدون رنج به دنبال معشوق رفت. مگر می شود کسی دنبال چیزی برود که به آن علاقه مند است ولی رنج نکشد؟ هر عشقی رنج خاص خودش را دارد. محبوبه به این رنج تن می دهد.
حسین کیانی درباره عامه پسندی رمان منبع و وجه اقبال به سریال بامداد خمار گفت: ادبیات عامهپسند، ادبیاتی بسیار غنی است؛ غنی از حکمت، ضربالمثلها، اصطلاحات و تعبیرات عامه و بهعبارتی بخشی از فولکلور یا فرهنگ عامه. فرهنگ عامه گنجینهای بسیار ارزشمند است که پژوهشگران، زبانشناسان، بومشناسان و اقلیمشناسان در دنیا بر شناخت و استفاده از آن در ادبیات معاصر تأکید دارند. در ایران و جهان نویسندگان بزرگی داریم که از ادبیات عامهپسند بهره گرفتهاند. همچنین اگر به قدمت این نوع ادبیات در ایران نگاه کنیم، میتوان گفت نزدیک به ششصد تا هفتصد سال سابقه دارد. آثاری مانند «سمک عیار»، «ابومسلمنامه»، «حسین کرد شبستری»، «اسکندرنامه» و «فلکنازنامه» نمونههایی از این دست هستند که در طول زمان بخش مهمی از سرگرمی مردم را شکل میدادند. در حوزه اقتباس معمولاً توصیه میشود به سراغ آثاری برویم که اقبال عمومی دارند، زیرا سریالها برای مخاطب عام ساخته میشوند. آثار بسیار فاخر ادبی معمولاً کامل هستند و دستکاری آنها دشوار است.