بیل گیتس، جف بزوس و زاکربرگ چرا به خرید زمین هجوم بردهاند؛ آنها از چه چیزی خبر دارند؟

وقتی ثروتمندترین چهرههای دنیای فناوری میلیاردها دلار برای هوش مصنوعی، سفر فضایی و ساخت نسل بعدی اینترنت هزینه میکنند، انتظار نداریم نام آنها را میان بزرگترین مالکان زمین ببینیم. بااینحال، بیل گیتس، جف بزوس و مارک زاکربرگ طی سالهای اخیر بخش قابلتوجهی از سرمایه خود را به خرید زمینهای کشاورزی، دامداری و املاک وسیع اختصاص دادهاند.
انتشار خبر خریدهای تازه زاکربرگ بار دیگر این سؤال را بر سر زبانها انداخته است: چرا کسانی که آینده را در تراشه و داده میبینند، مشغول خرید یکی از قدیمیترین داراییهای جهان هستند؟ آیا آنها از بحران غذا، تورم یا اتفاقی بزرگتر خبر دارند؟
پاسخ کوتاه این است که احتمالاً راز مشترکی در کار نیست؛ اما انتخاب آنها کاملاً اتفاقی هم به نظر نمیرسد.
آنها واقعاً چقدر زمین خریدهاند؟
نام بیل گیتس بیش از همه با زمینهای کشاورزی گره خورده است. گزارشهای Land Report نشان میدهد شرکتهای مرتبط با سرمایهگذاری او حدود ۲۴۲ هزار جریب زمین کشاورزی در ایالتهای مختلف آمریکا در اختیار دارند؛ مساحتی نزدیک به ۹۸ هزار هکتار.
گیتس شخصاً با تراکتور میان این زمینها رفتوآمد نمیکند. بخش زیادی از این املاک به بهرهبرداران کشاورزی واگذار شده و مانند یک دارایی درآمدزا مدیریت میشود.
وضعیت جف بزوس کمی متفاوت است. بخش اصلی زمینهای وسیع او در غرب تگزاس، اطراف محل فعالیت شرکت فضایی بلو اوریجین قرار دارد. بنابراین همه خریدهای او را نمیتوان سرمایهگذاری کشاورزی دانست؛ بخشی از این زمینها برای ایجاد فاصله ایمن، آزمایشهای فضایی و توسعه زیرساخت استفاده میشوند.
مارک زاکربرگ نیز طی بیش از یک دهه، زمینهای بزرگی در جزیره کائوآئی هاوایی خریده است. با خریدهای جدید، وسعت دارایی او در این جزیره به بیش از ۲۳۰۰ جریب رسیده؛ مجموعهای که اقامتگاه خصوصی، دامداری، باغ و زمینهای حفاظتشده را در بر میگیرد.
سه خریدار، سه کاربرد متفاوت؛ اما یک نقطه مشترک وجود دارد: آنها مالک دارایی محدودی شدهاند که امکان تولید، ساختوساز، ایجاد حریم خصوصی و استفاده بلندمدت از آن وجود دارد.
چرا زمین در عصر هوش مصنوعی جذاب شده است؟
سهام یک شرکت میتواند در چند ساعت سقوط کند و ارزش یک رمزارز ممکن است در چند روز نصف شود. زمین چنین رفتاری ندارد. خریدوفروش آن کندتر است، اما همین کندی باعث میشود کمتر در معرض هیجانهای روزانه بازار قرار بگیرد.
زمین کشاورزی یک مزیت دیگر هم دارد: میتواند همزمان دارایی و ابزار تولید باشد. مالک از افزایش احتمالی ارزش زمین سود میبرد و در فاصله میان خرید و فروش نیز میتواند از اجاره، کشت، دامداری یا فعالیتهای جانبی درآمد کسب کند.
اداره آمار کشاورزی آمریکا اعلام کرده متوسط ارزش املاک کشاورزی این کشور در سال ۲۰۲۶ به ۴۵۰۰ دلار برای هر جریب رسیده است؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۳٫۴ درصد افزایش نشان میدهد. رشد زمین همیشه سریع و هیجانانگیز نیست، اما در دورههای طولانی میتواند بخشی از اثر تورم را جبران کند.
از طرف دیگر، جمعیت جهان همچنان به غذا، آب، چوب، انرژی و فضای قابلسکونت نیاز دارد. فناوری میتواند روش تولید این منابع را تغییر دهد، ولی هنوز نمیتواند زمین تازهای به سیاره اضافه کند.

آیا میلیاردرها منتظر بحران غذا هستند؟
اینجا همان نقطهای است که روایتهای آخرالزمانی شروع میشوند. بعضی کاربران شبکههای اجتماعی خرید زمین، ساخت پناهگاههای خصوصی و سرمایهگذاری در کشاورزی را کنار هم میگذارند و نتیجه میگیرند ثروتمندان از یک بحران قریبالوقوع خبر دارند.
تاکنون مدرک معتبری برای اثبات چنین ادعایی منتشر نشده است. حتی انگیزه این سه میلیاردر نیز یکسان نیست. زمین گیتس بیشتر به سبد سرمایهگذاری و کشاورزی مربوط میشود، بزوس به فضای عملیاتی پروژههای فضایی نیاز دارد و زاکربرگ بهدنبال اقامتگاه خصوصی، دامداری و کنترل بیشتر بر محیط اطراف خود بوده است.
بااینحال، یک واقعیت در پس این شایعات وجود دارد: غذا برخلاف بسیاری از کالاها از سبد مصرف مردم حذف نمیشود. ممکن است در یک رکود اقتصادی خرید تلفن همراه یا خودرو به تعویق بیفتد، اما تقاضا برای محصولات کشاورزی ادامه پیدا میکند.
مالک زمین در چنین شرایطی کنترل بیشتری بر یک منبع واقعی دارد. احتمالاً همین ویژگی برای سرمایهگذارانی که بیشتر ثروتشان به شرکتهای فناوری و بازار سهام وابسته است، جذاب است.
قیمت خرید تازه آغاز ماجراست
داشتن هزاران هکتار زمین روی نقشه ساده به نظر میرسد، اما مدیریت آن داستان دیگری دارد. مالیات، حق آب، راه دسترسی، بیمه، نگهداری تأسیسات، استخدام نیرو و مقابله با آتشسوزی یا فرسایش خاک، هزینههایی هستند که پس از معامله آغاز میشوند.
مالک باید بداند مرز دقیق زمین کجاست، چه کسی اجازه ورود دارد و هر بخش قرار است چه کاربردی داشته باشد. در زمینهای کشاورزی، ورود دامهای همسایه یا حیوانات وحشی میتواند محصول را از بین ببرد. در یک دامداری، بازماندن تنها یک مسیر خروج کافی است تا چندین رأس دام پراکنده شوند. محوطههای دارای تجهیزات نیز ممکن است هدف ورود غیرمجاز یا سرقت قرار بگیرند.
به همین دلیل، بخشی از بودجه چنین املاکی به نقشهبرداری، مسیرهای کنترلی، دروازهها و تعیین محدوده اختصاص پیدا میکند؛ هزینههایی که در خبر اعلام قیمت خرید زمین معمولاً دیده نمیشوند.

محصورکردن یک زمین بزرگ چقدر پیچیده است؟
برای یک زمین کوچک میتوان طول اضلاع را اندازه گرفت و هزینه تقریبی تعیین مرز را محاسبه کرد. در املاک چندصد یا چندهزار هکتاری، شیب زمین، رودخانه، مسیر عبور ماشینآلات، نوع خاک، محل زندگی حیوانات و فاصله از جاده، انتخاب روش اجرا را تغییر میدهد.
همه قسمتهای یک ملک نیز الزاماً به یک نوع مانع نیاز ندارند. بخشی که برای دامداری استفاده میشود با ورودی اصلی یا محدوده نگهداری تجهیزات شرایط یکسانی ندارد. حتی فاصله پایهها، اندازه چشمه توری و نحوه مهار قسمت پایینی باید متناسب با کاربرد هر بخش باشد.
به نقل از اطلس فنس، یکی از خطاهای متداول در محصورکردن زمینهای وسیع، انتخاب محصول فقط براساس قیمت هر متر است؛ درحالیکه هزینه پایهها، حمل، دروازه، اتصالات و تعمیرات بعدی میتواند برآورد اولیه پروژه را کاملاً تغییر دهد.
برای میلیاردرها این ارقام شاید بخش کوچکی از هزینه خرید باشد، اما اصل مسئله برای یک زمین ۱۰ هکتاری و ملکی به وسعت چندین هزار هکتار تفاوتی ندارد: زمینی که مرز، مسیر دسترسی و برنامه نگهداری مشخصی ندارد، خیلی زود به یک دارایی پرهزینه تبدیل میشود.
آیا خرید زمین برای همه تصمیم خوبی است؟
دیدن نام گیتس، بزوس و زاکربرگ نباید این تصور را ایجاد کند که هر زمینی در هر نقطهای سرمایهگذاری مطمئنی است. زمین نقدشوندگی پایینی دارد و فروش آن ممکن است ماهها طول بکشد. وضعیت سند، دسترسی به آب، کاربری قانونی، کیفیت خاک و امکان ساختوساز نیز میتواند ارزش دو قطعه ظاهراً مشابه را کاملاً متفاوت کند.
میلیاردرها توانایی خرید زمین و نگهداری آن برای چند دهه را دارند. آنها میتوانند هزینه یک سال کممحصول، تعمیر جاده یا اجرای زیرساخت را بدون نیاز به فروش فوری ملک پرداخت کنند؛ امکانی که در اختیار هر خریدار عادی نیست.
شاید گیتس، بزوس و زاکربرگ از یک حادثه محرمانه خبر نداشته باشند. چیزی که آنها بهتر از بسیاری از مردم میدانند، تفاوت میان قیمت امروز و کنترل یک منبع محدود در آینده است. فناوری هرقدر جلو برود، هنوز نمیتواند زمین بیشتری بسازد.